* سدّ ذوالقرنین کوروش بزرگ کبیر قوم مغول یأجوج مأجوج تفسیر قرآن سوره کهف - گلچین صفاسا - اینستاگرام = safasa_com@
X
تبلیغات
رایتل

گلچین صفاسا - اینستاگرام = safasa_com@

کانال تلگرام + اینستاگرام گلچین صفاسا safasa_com@

1394/08/06 ساعت 10:43

سدّ ذوالقرنین کوروش بزرگ کبیر قوم مغول یأجوج مأجوج تفسیر قرآن سوره کهف


ذوالقرنین یا کوروش در متون دینی و مذهبی اسلامی زندگینامه ((+))  بیوگرافی عکس تصویر نما
 .

ذوالقرنین یا کورش در متون دینی و مذهبی ((+ )) عکس نما تصویر تصاویر پوستر کارت پستال والپیپر
/
شرح کوتاهی بر زندگانی بیوگرافی " کوروش بزرگ " ((+)) عکس تصویر آرامگاه گور قبر مزار

روز بزرگداشت گرامیداشت کورش کوروش بزرگ کبیر هخامنشی شاهنشاه امپراطور کشور سرزمین ایران پارسی تصویر عکس نوشته والپیپر پوستر کارت پستال از : ایرانیان گرافیک . گلچین صفاسا www.safasa.com بهترین جملات جمله اس ام اس پیامک مسیج درباره راجع به راجب پدر ایرانیان مرد سترگ ابر مرد پادشاه شاه شاهان جهان دنیا روز جهانی هفتم هفت آبان 7 20 اکتبر october 29 سازمان ملل متحد جشن شادی مراسم رسم تخت جمشید پاسارگاد مقبره آرامگاه مزار گور دیدنی دانلود sms شکوه فخر مباهات سالار سردار ملی حب الوطن من الایمان محبوب دوست داشتنی عاشق عشق دیدنی نما پیکره تندیس مجسمه حفظ آثار باستانی شیراز مرودشت آدرس نشانی جاذبه گردشگری توریستی جهانگردی مسافرت سفر تفریح مقاله دانشگاهی علمی جستجو کنکاش پژوهشی نظرات اخلاق  جملات قصار سخن بزرگان سخنان گفتار کردار پندار نیک سپاس تمدن شهرنشینی فرهنگ هنر میهن وطن پرست ... در ادامه زندگی نامه + آیا ذوالقرنین قرآن کورش بزرگ هخامنشی است ؟ ((++))
حضرت علی (ع) : نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای بر  شرافت خود گذارد.

/

/
سد ذوالقرنین کجاست؟ ((+))
سدّ ذوالقرنین کوروش کبیر بزرگ هخامنشی پارسی ایرانی کجاست؟+عکس(شرح تفسیر سوره کهف قرآن)

/


فتم آبان ماه روز گرامیداشت بزرگداشت یادکرد کوروش بزرگ هخامنشی گرامی باد شاد باش تبریک جشن ملی میهنی وطنی کشور (+)

روز کوروش کبیر,روز کوروش بزرگ,۷ آبان روز کوروش کبیر.

روز کوروش بزرگ هخامنشی هفتم آبان ماه زندگینامه بیوگرافی (+)عکس تصویر پوستر کارت پستال والپیپر بکگراند جدید
http://iraniangraphic.com/samples/larg_1599.jpg
روز بزرگداشت گرامیداشت کورش کوروش بزرگ کبیر هخامنشی شاهنشاه امپراطور کشور سرزمین ایران پارسی تصویر عکس نوشته والپیپر پوستر کارت پستال از : ایرانیان گرافیک

/


#گلچین_صفاسا #گلچین #صفاسا  #صفاصا  گلچین صفاسا  www.safasa.com

وایبر+لاین+تانگو+تلگرام+لنزور+کلوب+اینستاگرام+فیسبوک+عکس+تصویر+واتساپ+پروفایل+جدید+2015+1394+2016+1395+خوشگل+
http://s1.freeupload.ir/i/00059/kqyxtrquheyd.gif.


 

+


 انتشار مطالب فقط  با ذکر این   منبع: گلچین صفاسا  www.safasa.com  

. گلچین صفاسا ❤ www.safasa.com ★ .




  


برگرفته از:

سدّ ذوالقرنین کجاست؟
قوم یاجوج و ماجوج کیانند؟کوروش کورش بزرگ کبیر هخامنشی پارسی


پدید آورنده : آیت الله سیدمجتبی موسوی لاری

اشاره

برگزیده «چهره ماندگار حوزوی در عرصه بین الملل» عالم فرزانه آیت الله سیدمجتبی موسوی لاری، با تأمل در آیات سورة کهف پیرامون ماجرای مناقشه برانگیز «ذوالقرنین»، با نقد و بررسی آراء مفسران، از منظری دیگر به بحث نگریسته و در پی حل مناقشه های بی حاصل، با نگاهی نو، روایتی تازه از تفسیر آیات مربوطه عرضه می دارد تا نمونه روشنی از برداشت های اصیل و بی حاشیه از آیات را در راستای اهداف عالی و مقاصد اصلی کتاب الهی، به دست دهد؛ نظرگاهی که حکمت های مندرج در قصص درس آموز و عبرت انگیز قرآنی، نمود و نماد واقعی خود را می یابند.

معظم له که همیشه به عینِِ عنایت بر متولیان و مخاطبان نشریه معارف نظر داشته و دارند، در روزگاری که جسم نحیفش مبتلای کسالت هایی چند است، با تنِِ رنجور اما مقاومش نیز از تلاش علمی و معنوی رشک برانگیز خود دست برنمی دارد؛ چنانکه بر بستر بیماری، پس از به سرانجام رساندن آخرین نوشته خود، آن را کریمانه پیشکش مخاطبان فرهیخته نشریه معارف کرد.

خداوند این وجود نازنین را همچنان پاینده بدارد؛

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی

رهش به سرو سهی قامتِ بلند مباد

معارف
درآمد

«قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّی فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکاءَ وَکانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا»[1]«ذوالقرنین گفت این سد رحمتی از پروردگار من است که تا رسیدن وعده الهی (قیامت) پایدار است و آنگاه که وعده الهی تحقق یابد این سد را درهم می کوبد و منهدم می سازد؛ و وعده پروردگارم حقیقت دارد».

قصه های قرآن وقایع و رویدادی تاریخی است، نه قصه ها و حکایات سمبلیک و نمادین که تنها برای انتقال پیام خلق شده اند؛ از این رو تفسیر و تحلیل پیرامون این قصص مستلزم استخدام قواعد و رعایت تمهیدات خاص خود است. به عبارت دیگر تفسیر آیات قصص قرآن باید در بستر تاریخی، در ظرف زمان و مکان و علل و عوامل پیدایش آن مورد بحث و گفتگو قرار گیرند.

از زاویه دیگر نگاهی به سوره های قرآن و قصص قرآنی، سه رویداد تاریخی و سه شگفتی تاریخی در سوره مبارکه کهف به چشم می خورد: قصه زنده ماندن اصحاب کهف، قصه دیدار حضرت موسی(ع) با حضرت خضر(ع) و ماجرای پرفراز و نشیب «ذوالقرنین»؛ که این رویداد اخیر در میان آیات 9 تا 98 این سوره ذکر شده است و از دیرباز مفسران و قرآن پژوهان را به اظهارنظرها و برداشت های گوناگون واداشته است، تا جایی که در برخی موارد وجود برخی شباهت های تاریخی در کنار ایجاد احساسات نوگرایانه برای مخاطب، موجب غفلت برخی از تأمل و تدبر در خود آیات وارده قرآن شده و گمانه زنی ها، مفسران و پژوهشگران را از اصل موضوع دور ساخته است.

ذوالقرنین کیست؟

خداوند بیشتر در قصص قرآن، از شخصیت های داستانی چون داستان های تاریخی رایج از نام و یا لقب مشهور آنان یاد می کند و به فراخور نقش آنان در داستان و آموزندگی قصه ها به بیان برخی از اعتقادات آنان در قالب دعا و یا سخن گفتن با خدا می پردازد. بیان و ویژگی های اخلاقی و اجتماعی و شخصیت های قرآنی از ویژگی های دیگر داستان های قرآنی است که گاه چند لایه بودن شخصیت و ابعاد او را نیز به تصویر می کشد.

خداوند در قرآن از این شخصیت داستانی تنها از لقب مشهور او «ذوالقرنین» نام می برد و همچون بسیاری دیگر از قصص قرآنی، به زمان و مکان وقوع آن اشاره نمی کند؛ و دلیل آن نیز شاید این باشد که مخاطبان قرآن، موحدان و مؤمنان هستند که به حقانیت قرآن اعتقاد دارند و نیازمند ارائه سند زمانی و مکانی داستان ها نیستند.

خداوند در قرآن به بیان ویژگی های اعتقادی و اخلاقی این شخصیت قرآنی برای پیامبر اکرم(ص) می پردازد تا پاسخی باشد برای پرسشگران از حضرت(ص) درباره ذوالقرنین!

الف: ایمان به مبدء و معاد، ایمان به خداوند یکتا و روز رستاخیز؛ این عقیده و نیز ارتباط درونی و ایمانی وی با خداوند، به صراحت مطرح شده است: «قُلْنَا یا ذَا الْقَرْنَینِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا»[2]. همچنین پاسخ ذوالقرنین به خطاب الهی، گویای اعتقاد به توحید و معاد اوست: «قَالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یرَدُّ إِلَی رَبِّهِ فَیعَذِّبُهُ عَذَابًا نُکرًا»[3]. و نیز در آیه دیگر علاوه بر سپاس نعمت الهی، سخن از ماندگاری سد تا برپایی قیامت به میان می آورد: «قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّی فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکاءَ وَکانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا»[4]

ب: خلق نیکو، عدالت گستری و خدمت رسانی به مردم در عرصه عمل؛ آنچه از آیات استنباط می شود طهارت در اندیشه و اعتقاد موجب شد که خداوند نیز اسباب و امکانات اقتدار و ریاست او را فراهم سازد: «إِنَّا مَکنَّا لَهُ فِی الأرْضِ وَآتَینَاهُ مِنْ کلِّ شَیءٍ سَبَبًا»[5].

خداوند در آیات قرآن در مورد ذوالقرنین چیزی بالاتر از بیان اعتقادات، اخلاق و رفتار وی بازگو نکرده است و حاکمیت او را بر زمین و اعطای اسباب قدرت وی را هدیه ای از سوی خود به او برمی شمارد و هرگز از این که او پیامبری از پیامبران الهی بوده است سخنی به میان نیاورده است.

تلاش برای شناخت شخصیت ذوالقرنین و جستجو برای یافتن رد پا و سد ساخته شده او در تاریخ، از دیر باز مفسران و پژوهشگران را به گمانه زنی هایی واداشته است. نقد و نظری درباره این گمانه ها و نگاهی کوتاه به مصادیقی که آنان برای ذوالقرنین ذکر کرده اند، می تواند ما را در نزدیک شدن به شخصیت آن بنده صالح و پدیده بی بدیل «سد» او نزدیک تر سازد.

مصداق اول

امپراطور بزرگ چین (تبسن چی هوانک تی) که دیوار بزرگ چین را بنا کرد؛ در واقع این باور بر اساس ایده ای استوار گردید که در آن «سد ذوالقرنین» همان دیوار چین است. یکی از نویسندگان باورمند به این نگاه و نظریه، در تحقیق خود از بومیان منچوری از قبائل «مأچورا» (مأجوج) و «تونگنور» (یأجوج) نام می برد[6] و با استناد به زندگی اقوام مغولستان و قبائل هون و نیز پیشرفت علمی چینی های قدیم در علوم مختلف به ویژه در شیمی[7] به کارگیری این علم در کنار علوم دیگر در ساختن دیوار چین، این دیوار را همان دیوار چین و تسن چی هوانک تی را ذوالقرنین می خواند. وی درباره پایداری این سد تا به امروز می نویسد: «... چنانکه نمی توان به سادگی از هیچ نقطه آن گذشت یا در محلی سوراخ یا نقبی احداث نمود، «فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ یظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا»[8]؛ یعنی پس از اتمام سد قبائل یأجوج و مأجوج بالا رفتن بر آن را نتوانسته و توانایی نیافتند که بر آن سوراخی و نقبی زنند. و همان طور که قرآن مجید اعلام فرموده، تا کنون کمترین رخنه یا نقبی بر این دیوار نمودار نیست.[9]

بر فرض پذیرش این نظریه که دیوار چین همان سد ذوالقرنین باشد، تنها یک بخش از تشابه و تطبیق مصداق عینیت می یابد؛ چرا که بخش دیگر اثبات این است که «تسن چی هوانک تی» همان «ذوالقرنین» است!

خداوند از ذوالقرنین به انسانی موحد، مؤمن، عدالت گستر و یاور مظلومان یاد می کند، در حالی که فرمانروای چین نه تنها دارای چنین ویژگی هایی نیست بلکه تاریخ او را فردی ظالم و بی رحم به تصویر می کشد.

دیوار چین هر چند طولانی ترین بنای ساخته شده بشر است و جزو چند بنای منحصر به فردی است که از کره ماه هم قابل رؤیت می باشد، اما حاصل کار اجباری هزاران اسیر و برده مظلوم بود که به گفته تاریخ نزدیک به چهارصد هزار انسان بی گناه برای ساخت آن جان خود را از دست دادند. به گواهی تاریخ چنین پادشاه سفاکی نمی تواند ذوالقرنین، حامی ستمدیدگان و مظلومان، باشد.

مصداق دوم

یکی از پادشاهان یمن که نامش با پیشوند «ذو» همراه بوده است؛ که در تعبیر زبان عربی آنان را «ذوات الاذواء» می شناسند. بر اساس این دیدگاه که از کمترین نشانه تطبیق برخورد است، عنوان «ذوالقرنین» بر یکی از این پادشاهان صادق است. مورخان تاریخ عرب نظیر اصمعی و ابن هشام در خصوص نام این پادشاه اختلاف نظر دارند و برای مصداق نام هایی چون «مصعب بن عبدالله » و «مصعب بن ذو مرائد» مطرح می کنند.

در کنار این مشابهت وجود واژه «ذو» بین ذوالقرنین و این پادشاهان ، موحد بودن جامعه عرب را مستند دیگر این نظریه خوانند! که باید گفت که این نظریه نیز به بداهت، قابل خدشه است.

هم وجود سد ساخته شده توسط این پادشاه با آن ویژگی هایی که قرآن ذکر کرده است و هم نقش این پادشاه در ساختن و یا ترمیم آن سد، بر اساس مستندات تاریخی ادعایی بیش نیست و هنوز ثابت نشده است.

مسئله موحد بودن جامعه عرب و پادشاه آن قبل از اسلام هم مسئله ای در خور تحقیق است؛ چرا که بر اساس مستندات تاریخی و صریح آیات، رواج بت پرستی و شرک در منطقه جزیرة العرب و حوالی آن پیش از بعثت پیامبر(ص)، بر کسی پوشیده نیست.


مصداق سوم

اسکندر مقدونی فرمانروای جهان گشای یونانی است. این نظریه در بین گمانه زنی های پژوهشگران از شهرت بیشتری برخوردار است؛ مضافاً بر این که مَثَل معروف «سد سکندری» در افواه مردم از دیرباز حداقل بیانگر پدیده ای به نام سد و رابطه آن با شخصی به نام اسکندر بوده است. برخی از روایات تفسیری اهل تسنن نیز همین دیدگاه را مطرح کرده اند.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان با نقل این نظریه از کتاب تفسیر کبیر فخر رازی و اشاره به برخی از روایاتی که چنین دیدگاهی را مطرح کرده اند این نظریه را به چالش می کشد. عمده ترین نقدی که علامه بر این نظریه وارد می سازد این است که: ذوالقرنین طبق آیات قرآنی انسانی موحد و بنده صالح خداوند بوده است در حالی که اسکندر مقدونی دارای چنین اوصافی نیست؛ گذشته از آن در تاریخ ثبت نشده است که اسکندر با قوم یأجوج و مأجوج به نبرد پرداخته و در برابر آنان سدی بنا کرده باشد. این مفسر والامقام، حتی توجیه برخی از مؤلفان برای اثبات این دیدگاه را نپذیرفته است؛ توجیهی که در آن از وجود دو اسکندر در تاریخ نام برده شده است: اسکندری یونانی تحت تربیت ارسطو که متاخرتر از اسکندری است که قرآن از او به نام ذوالقرنین یاد کرده است، که فاصله زمانی این دو در تاریخ بیش از هزار سال است. گر چه این گمانه زنی می تواند برخی از شبهات مطرح شده را در مورد مصداق ذوالقرنین برطرف سازد اما مرحوم علامه حتی چنین توجیهی را نمی پذیرد و مصرانه معتقد است که شواهد تاریخی به ویژه آیات الهی منطبق با چنین مصداقی نیست.[10]

در نقد این نظریه باید گفت اگر چه اسکندر مقدونی جزو چند فرمانروای کشورگشای تاریخ و شاید به جهت جهان گشایی و گستره امپراطوری سرآمد همه پادشاهان تاریخ است و از این جهت با یکی از ویژگی هایی که قرآن برای ذوالقرنین ذکر کرده مشابهت دارد که او با اقتدار و حاکمیت بر کشورها و حتی تمدن های بزرگ، مصداق تمکن بر ارض می باشد، اما از نظر اعتقادی و رفتاری اسکندر نه موحد خوانده می شود و نه عدالت گستر؛ مضافاً بر اینکه تاریخ نگارانی که نبردهای بزرگ اسکندر را به ثبت رسانده و مقاومت های تمدن ها و ملت ها در برابر لشکر اسکندر حتی مقاومت آریو برزن سردار ایرانی را نیز به ثبت رسانده اند، چگونه ممکن است از رخداد بزرگی چون نبرد اسکندر با قوم یأجوج و مأجوج و ساختن سدی در برابر تاخت زنی سپاهیان دشمنش نامی نبرده اند؟!


مصداق چهارم

شباهت هایی بین کورش کبیر بنیان گذار سلسله هخامنشی با ذوالقرنین وجود دارد و این نظریه که کورش همان ذوالقرنین است برای نخستین بار توسط سید احمد خان هندی و سپس ابوالکلام آزاد وزیر فرهنگ هندوستان، در اثر تألیفی خود که به عنوان تفسیر قرآن نگارش یافت، مطرح شد و از آن پس مورد توجه و استقبال پژوهشگران و نویسندگان قرار گرفت.

ابوالکلام آزاد با استمداد از شواهد قطعی تاریخی نظیر فتح بابل و خوش رفتاری کورش با یهودیان و شباهت گسترده و عظیم امپراطوری کورش در کنار رفتار نیک او با یهودیان ـ آن زمان که دین الهی زمان خود به شمار می رفت ـ با ویژگی های یاد شده ذوالقرنین در قرآن، این نظریه را ارائه داد؛ که البته با ویژگی هایی که توسط مورخان یونانی نظیر «هرودوت» برای کورش ذکر شده اند، همخوانی دارد. گذشته از دو شباهت گستره امپراطوری و خوشرفتاری – حداقل با یهودیان و موحدان زمان – ابوالکلام آزاد در خصوص اعتقادات، این موضوع را مدنظر گرفته است که در کتاب مقدس و عهد عتیق، کورش هخامنشی با عنوان «مسیح خدا» و «چوپان پروردگار» معرفی شده است.[11]

تطبیق آیات الهی که در آن از ذوالقرنین به عنوان عبد صالح خدا یاد شده با برخی از آیات کتاب مقدس که کورش را در ردیف انبیای الهی قرار داده، از مستندات دیگر این پژوهشگران است؛ آنجا که در کتاب مقدس آمده است: «کورش (آفتاب) بنیانگذار پادشاهی پارس و فاتح سرزمین است، پروردگار که وی را برای اجرای اهداف نیک نسبت به قوم یهود در نظر داشت برگزیند، همانطور که به اشعیای نبی نبوت فرمود.»[12]

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان پس از نقل تفصیلی مطالب ابوالکلام آزاد در خصوص دیدگاه وی مبنی بر اینکه ذوالقرنین همان کورش کبیر است، می نویسد: «انه اوضح انطباقاً علی الآیات و اقرب الی القبول من غیره»[13] یعنی این نظریه روشنترین انطباق را با آیات قرآن دارد و نسبت به سایر نظریات بهتر پذیرفته می شود.

این مفسر کبیر قرآن، سد ساخته شده توسط کورش را از دیگر بناها و سدهای سلاطین و کشورگشایان، با آیات قرآنی نزدیک تر می داند. به عقیده ایشان، طبق تصریح قرآن سد یاد شده بین دو کوه قرار گرفته و با مس گداخته و آهن پی ریزی شد؛ که بر اساس شواهد تاریخی در کوه های قفقاز توسط کورش بنا گشت. رودی که در این منطقه جاری است نیز با نام «سایروس» که همان نام غربی کورش است، شناخته می شود.

علامه طباطبایی قاطعانه دیوار چین را ـ که بین دو کوه قرار ندارد، علاوه بر شباهت نداشتن آن بنا با مواد و مصالح ساخت سد ذوالقرنین و نیز غیرسازگار بودن ساختار آن با کلمات و آیات قرآن ـ مصداق سد ذوالقرنین نمی داند.


پی نوشت ها:


[1]. کهف/ 98.
[2]. کهف/ 86 (به ذوالقرنین گفتیم که قوم مغلوب را یا مجازات کن یا روش نیکو در مورد آنان اجرا نما).
[3]. کهف/ 87 ( گفت، هر کس ستم کند پس مجازاتش خواهیم کرد و سپس به سوی پروردگارش باز می گردد تا او را عذابی ناشناخته نماید).
[4]. کهف/ 98 ( گفت: این رحمت پروردگارم است و هنگامی که وعده آخرتش محقق شود آن را فرو می ریزد).
[5]. کهف/ 84 «ما ذوالقرنین را روی زمین تمکن بخشیدیم و از هر چیز برایش اسباب اقتدار را فراهم ساخیم».
[6]. ر ـ ک ذوالقرنین یا... ص 40.
[7]. ر ـ ک همان ص 66 و 67.
[8]. کهف/ 97.
[9]. همان، ص 68.
[10]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 13، ص 384.
[11]. کورش کبیر، ابوالکلام آزاد، ص 55-20.
[12]. قاموس کتاب مقدس سفر اشعیای نبی، باب 24، آیه 28.
[13]. المیزان فی تفسیر القرآن ج 13، ص 391.
[14]. «ذوالقرنین وسیله الهی را پی گرفت تا به جای فرو شدن خورشید رسید آن را چنین یافت که در چشمه ای گل آلود فرو می رود و نزدیک آن قومی یافت، گفت ای ذوالقرنین یا ایرانیان را مجازات می کنی و یا در موردشان رفتار نیکو پیشه می کنی، گفت: اما هر کس ستم کند، سپس او را مجازات می کنیم و پس از این به سوی پروردگارش بازگردانده می شود، آنگاه او را مجازاتی ناشاخته می کند اما آن کس که ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد، او را پاداش نیکویی است و این را از طرف خودمان به او آسایش را اعلام می داریم»، کهف/ 88-85.
[15]. غافر/7.
[16]. «ذوالقرنین وسیله الهی را پی گرفت تا چون به جای برآمدن آفتاب رسید ان را دید بر قومی می تابد که برای آنان در برابر آفتاب پوششی قرار نداده بودیم و چنین بود که بر ذوالقرنین احاطه علمی و خبره بودن را عنایت کردیم»، کهف/ 91- 89.
[17]. کهف/ 98.
[18]. کهف/96.


*
برگرفته از : کلوب.کام cloob.com ، باز نشر: گلچین صفاسا

سرچشمه:

****
همبستگی ایرانیان__  -   لینک مستقیم
سدّ ذوالقرنین کجاست؟(بخش دوم)
قوم یاجوج و ماجوج کیانند؟کوروش کورش بزرگ کبیر هخامنشی پارسی

پدید آورنده : آیت الله سیدمجتبی موسوی لاری


گستره حکمرانی ذوالقرنین

بنابر تصریح قرآن کریم گستره حکمرانی ذوالقرنین از سوی خداوند سبحان، کم نظیر و شگفت انگیز است. از مجموع آیات داستان ذوالقرنین سفرهای سه گانه این عبد صالح خدا به دست می آید؛ که هر کدام از آنها طبق الهامات الهی که ریشه در نگرش توحیدی او داشت، مقاصد و اهداف او را به انجام رسانده است. مفسران، مجموع این سفرها را از نظر تاریخی مصداق بارز گستره حاکمیت ذوالقرنین و فتح سرزمین های گوناگون می دانند. این سفرها طبق آیات قرآن به شرح زیر بیان شده اند:
سفر اول: حاکمیت بر اقلیم عرب

این سفر از منظر آیات قرآنی دارای دو شاخص است:

الف: دستیابی ذوالقرنین به سرزمین هایی که از نظر جغرافیایی در مغرب زمین قرار دارند؛ جایی که غروب خورشید در آب و دریا انعکاس زیبایی داشته است.

ب: در این اقلیم، ذوالقرنین پس از فتح سرزمین ها، با مردم به عدالت و انصاف رفتار نموده تا جایی که در آیات قرآن این رفتار او مورد تمجید قرار گرفته است.

مجموع آیاتی که گویای سفر اول ذوالقرنین می باشد به این شرح است: «فَأَتْبَعَ سَبَبًا * حَتَّی إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَینٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِنْدَهَا قَوْمًا قُلْنَا یا ذَا الْقَرْنَینِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا * قَالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یرَدُّ إِلَی رَبِّهِ فَیعَذِّبُهُ عَذَابًا نُکرًا * وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَی وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یسْرًا»[14]


این آیات در بردارنده نکاتی ظریف و زیباست؛ از جمله:

نکته اول: خداوند پیشنهاد مجازات مجرمان را بدون اضافه ضمیر، بیان می فرماید: «تُعَذِّبَ» اما پیشنهاد رفتار نیک را با قید مطرح می کند: «تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا». نکته مهم، وجود این قید و عدم آن در این است که مجازات همه مردم پیشنهاد نشده است، بلکه مجرمان به عنوان افراد خاص جامعه مورد نظرند؛ ولی رفتار نیک و شایسته را خداوند به انسان به عنوان خلیفه و جانشین خود روی زمین مانند رحمت خویش که شامل همه افراد جامعه می شود، پیشنهاد می دهد «وَسِعْتَ کلَّ شَیءٍ رَحْمَةً»[15].

نکته دوم: سخن و اقدام ذوالقرنین در مورد مجازات مجرمان با معنای تأخیر زمانی توأم می باشد «نُعَذِّبُهُ فَسَوْفَ». این تأخیر در اقدام و اجرای احکام از سوی ذوالقرنین نشان از عدم شتابزدگی و نداشتن برخورد احساسی با مجرمان و سعی او در اجرای مجازات پس از طی مراحل محاکمه و رسیدگی به حقوق مجرمان است؛ که این نکته نیز جلوه کوچکی از معجزه نورانی قرآن است.
سفر دوم: سیطره بر اقلیم شرق

این سفر نیز از منظر آیات الهی دارای دو ویژگی است:

ویژگی نخست: فتح سرزمین های قرار گرفته در مشرق زمین با مشخصه ای از مردمان این سرزمین؛ از نظر اجتماعی و اقتصادی ( که مردمی بدوی بی بهره از مسکن و فاقد پوشش مناسب در برابر گرما و سرما بودند).

ویژگی دوم: دانش و آگاهی ذوالقرنین نسبت به سرزمین ها و مردمان آن و مدیریت عالمانه و آگاهانه وی که می توان آن را ارمغانی الهی به او خواند.

در واقع طبق تصریح آیات قرآنی، احاطه علمی و مدیریتی ذوالقرنین را خداوند به او عطا فرموده است: «ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا * حَتَّی إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَی قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهَا سِتْرًا * کذَلِک وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَیهِ خُبْرًا»[16].

مجموع دو سفر اول و دوم گویای وسعت امپراطوری وسیع ذوالقرنین می باشد؛ همانطور که در باره او تعبیری بر زبان تاریخ نگاران و مردم رایج است که «شرق و غرب عالم را در نوردید».

سفر نخست او به تسلط بر سرزمین های مغرب و سفر دوم به سیطره بر مناطق مشرق انجامید؛ و بنابر تصریح قرآن به نظر می رسد در بین افراد بشر ـ غیر از انبیای الهی چون سلیمان(ع) که با کمک اسباب غیر مادی اقتدار خود را گسترش داد ـ کسی چون ذوالقرنین چنین اقتدار و حاکمیتی بر شرق و غرب عالم پیدا نکرده است.
سفر سوم: نبرد با قوم یأجوج و مأجوج و ساخت سد

تسلط «ذوالقرنین» بر مناطق شرقی و غربی عالم و برخورد انسان دوستانه و عدالت گسترانه وی چنان می نمایاند که پس از این دو سفر قومی ظالم و قومی مظلوم در این دو اقلیم پیدا نخواهد شد؛ اما پناه بردن مردم سرزمینش به او و در خواست از وی برای جلوگیری از ستم قوم مهاجمی به نام یأجوج و مأجوج، ذوالقرنین را به سفر دیگری واداشت و برای جلوگیری از هجوم قوم ستمکار، دستور ساخت سدی را داد؛ با مصالح خاص و ویژگی های خاص و در مکانی بین دو کوه که تا آن روز چنین سدی بنا نشده بود.

این سفر و ساخت چنین سدی از دیرباز مفسران و پژوهشگران را به برداشت ها و تحلیل های مختلف سوق داده است و گمانه زنی درباره مصداق آن سبب شده که پژوهشگران دست به قلم برده و نگاه خود را به رشته تحریر در آورند.
ماندگاری سد، مناقشه ای بی مبنا

به نظر نگارنده بیش از آن که تطبیق شخصیت ذوالقرنین با فرمانروایان و سلاطین جهان گشا موجب اظهارنظر مفسران و پژوهشگران نسبت به قصه ذوالقرنین شده است، مسئله وجود و یا عدم وجود سد و شباهت های آن با سدهای ساخته شده در طول تاریخ این بحث گسترده، بر دامنه مناقشات آن در محافل علمی افزوده است. از این رو با شفاف شدن مسئله سد می توان ضمن پاسخگویی به شبهات مخالفان و معاندان مکتب، تا حدودی به کشمکش های علمی پایان داد. به نظر می رسد وقت آن رسیده است که به جای تطبیق سد ذوالقرنین با سدهای دیگر و بیان شباهت آنان به تأمل و تدبر در خود آیات پرداخت و راه را از قرآن جستجود کرد.

نکته ها

قرآن از زبان ذوالقرنین نقل می کند: «قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّی فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکاءَ وَکانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا»[17] «ذوالقرنین گفت این سد رحمتی از پروردگار من است که تا رسیدن وعده الهی (قیامت) پایدار است و آنگاه که وعده الهی تحقق یابد این سد را درهم می کوبد و منهدم می سازد وعده پروردگارم حقیقت دارد».


از این آیات چند نکته برداشت می شود:

نکته اول


قرآن از ذوالقرنین به عنوان پیامبری الهی یاد نکرده است که دارای معجزات باهره باشد و یا در بیان سخنان و یا پیشگویی ها دچار خطا و اشتباهی نشود؛ مضافاً بر این که حتی در بین پیامبران غیر اولوالعزم نیز غفلت اشتباه و ترک اولی به چشم می خورد. قرآن از ذوالقرنین تنها به عبد صالحی یاد می کند که ضمن دارا بودن خُلقی نیکو به هر سرزمینی که گام می نهاد عدالت را برقرار می کرد و اعتقاد، اخلاق و اقتدارش را هدیه الهی می خواند.


نکته دوم

قرآن کریم در این داستان، در مقام پاسخگویی به پرسش مردم از پیامبر اکرم(ص) درباره ذوالقرنین و عملکرد اوست، که در ضمن اشاره به خدمات ارزنده این شخصیت موحد و عدالت خواه در حمایت از محرومان و مظلومان در مقابل ستمگران، به سخنان ذوالقرنین درباره سدی که ساخته اشاره می کند و در مقام تأیید یا رد پیشگویی او نسبت به سرنوشت آینده سد او نیست، که ما بقاء و پایداری این سد را تا روز قیامت استنباط کنیم.


نکته سوم

قرآن تصریح نمی کند که ذوالقرنین این سد را بر اساس معجزات و اسباب غیر عادی بنا کرده بلکه با بیان این که «مِنْ کلِّ شَیءٍ سَبَبًا» اسباب هر چیزی را در اختیار وی قرار داده است. ذوالقرنین نیز به هنگام ساختن سد از مردم کمک جُست و از آنان قطعات بزرگ آهن را خواستار شد «زُبَرَ الْحَدِیدِ»[18]. پس ساختن سد بر پایه معجزه نبوده است بلکه بر اساس کار معمول مردم و مصالح موجود در عالم ماده بنا شده بود؛ بنابر این سد ذوالقرنین می باید مشمول همه قوانین حاکم بر عالم ماده قرار گیرد و باید برای آن مانند هر سازه و پدیدة دیگری، عمری متناسب قائل شد.

البته حتی اگر قائل به معجزه بودن ساخت این سد در زمان و مکانی خاص شویم، باز باید گفت که معجزات الهی توسط پیامبران هم مشمول زمان و مکان می شوند؛ جز قرآن مجید معجزه عظیم پیامبر گرامی اسلام(ص).


نکته چهارم

با دقت در محتوای آیه شریفه می توان به این نکته پی برد که این سخن و برداشتِ ذوالقرنین از استحکام سد و قدرت مقاومت آن در برابر رویدادها و حوادث است نه کلام وحیانی که غیر قابل تخطئه باشد. به عبارت دیگر قرآن در اینجا در مقام بیان سخن راوی است چنانکه در قصص و داستان های دیگر قرآنی، به نقل سخنان برخی از پیامبران در موقعیت های مختلف می پردازد؛ اگر چه سخنان و برداشت ذوالقرنین در سطح سخنان پیامبران به ویژه پیامبران اولوالعزم، قرار نمی گیرد.


نکته پنجم

مسئله ماندگاری سد تا روز قیامت است؛ مسئله ای که گفته شد از زبان «ذوالقرنین» نقل شده است، اما این که آیا سدی که از جنس معجزه نیست و با کمک انسان های عادی و مصالح متداول ساخته شده، مشمول فعل و انفعالات جهان ماده نمی شود؟! شاهد گویای مطلب فوق نکته بدیهی و دقیق است که عنصر آهن به کار رفته در سد ذوالقرنین از عناصر قابل فرسایش است و قطعا آفریدگار متعال بر این امر آگاه می باشد. بنابراین به یقین باید گفت که هیچ گاه خداوند سد ساخته شده از آهن را تا قیامت جاویدان نمی داند. این جملة آیه شریفه، نقل گفتاری است از شخص ذوالقرنین، که در اثر شگفتی حاصل از دست آورد خود در ساخت چنان بنای مستحکم و مقاومی که به فرمان پروردگار بود، اظهار داشته است؛ پس این اظهار نظر ذوالقرنین یک خبر وحیانی نیست که خدشه ناپذیر باشد. از سوی دیگر ماندگاری این سد تا روز قیامت هم با انقراض قوم یأجوج و مأجوج و از میان رفتن ظالم و مظلوم، باید توجیه خاص به خود را داشته باشد؛ مضافاً بر اینکه از این سد در امروز ثمر و فایده ای هم به دست نمی آید و هیچ بهره دنیوی، مانند آبیاری و کشاورزی و غیره هم از آن نمی توان برد.

ذوالقرنین چه فرمانروای چین یا ایران، یونان و یا یمن باشد و یا نباشد و یا سازه های این سلاطین با سدّ او منطبق باشد یا نباشد، یک شخصیت حقیقی در تاریخ است و سدّ او یک سازه تاریخی بوده و هست و برداشت ها و اظهارنظرها، چیزی از ماهیت سدّ و مقام ذوالقرنین نمی کاهد. بی شک هدف اصلی قرآن در بیان قصص قرآنی چیزی جز بیان رخدادها در پاسخ به شبهات و عبرت آموزی و پندگیری مخاطب خود نیست؛ از این رو است که خداوند گاه مخاطبان خود را از غفلت از اصل داستان و پرداختن به حاشیه و فرع بازداشته است همان گونه که مؤمنان را در مسئله پرداختن به تعداد خفته اصحاب کهف برحذر داشت و آنان را متوجه اصل موضوع کرد. بی شک اگر خداوند علیم مصلحت می دانستند درباره ماندگاری سدّ تا روز قیامت سخن می گفتند همان گونه که اگر مصلحت می دانستند تعداد افراد اصحاب کهف را بیان می کردند.
هدف اصلی قصه های قرآن بیان حرکت توحیدی در بستر تاریخ و تذکر جنبه های تربیتی آن است.
کوتاه سخن


خداوند در داستان ذوالقرنین در مقام بیان این مطلب به مؤمنان است که خداوند چگونه به انسان هایی که دارای طهارت در اندیشه اند و به مبدء و معاد باور دارند و در عرصه عمل عدالت گستر و فریادرس مظلومان و محرومان هستند، از موهبت خود بی نصیب نمی کند. بی شک مسئله ماندگاری و غیرماندگاری سدّی توسط چنین انسانی مؤمن و نیکوسرشت که دغدغه های محرومان و مظلومان را داشت، فرع دانسته شده است و گرنه در این خصوص به قضاوت می نشستند. به نظر می رسد شخصیت شناسی و ماندگاری ذوالقرنین و پندآموزی از این داستان قرآنی می رود که تحت الشعاع سدّ و سازه و ناپایداری او قرار گیرد!

باید گفت که اگر مفسران و پژوهشگران به تفکیک در اصل و فرع داستان های قرآن معتقد باشند و به نقد و نظری که پیرامون گمانه زنی درباره سدّ ذوالقرنین گفته شد توجه می داشتند، هیچ گاه برای یافتن سدّ ذوالقرنین و مسئله ماندگاری یا غیرماندگاری آن در عصر حاضر تلاش و کنکاش نمی کردند و بر سر این موضوع فرعی با یکدیگر به مناقشه بر نمی خاستند.


پی نوشت ها:

[1]. کهف/ 98.

[2]. کهف/ 86 (به ذوالقرنین گفتیم که قوم مغلوب را یا مجازات کن یا روش نیکو در مورد آنان اجرا نما).
[3]. کهف/ 87 ( گفت، هر کس ستم کند پس مجازاتش خواهیم کرد و سپس به سوی پروردگارش باز می گردد تا او را عذابی ناشناخته نماید).
[4]. کهف/ 98 ( گفت: این رحمت پروردگارم است و هنگامی که وعده آخرتش محقق شود آن را فرو می ریزد).
[5]. کهف/ 84 «ما ذوالقرنین را روی زمین تمکن بخشیدیم و از هر چیز برایش اسباب اقتدار را فراهم ساخیم».
[6]. ر ـ ک ذوالقرنین یا... ص 40.
[7]. ر ـ ک همان ص 66 و 67.
[8]. کهف/ 97.
[9]. همان، ص 68.
[10]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 13، ص 384.
[11]. کورش کبیر، ابوالکلام آزاد، ص 55-20.
[12]. قاموس کتاب مقدس سفر اشعیای نبی، باب 24، آیه 28.
[13]. المیزان فی تفسیر القرآن ج 13، ص 391.
[14]. «ذوالقرنین وسیله الهی را پی گرفت تا به جای فرو شدن خورشید رسید آن را چنین یافت که در چشمه ای گل آلود فرو می رود و نزدیک آن قومی یافت، گفت ای ذوالقرنین یا ایرانیان را مجازات می کنی و یا در موردشان رفتار نیکو پیشه می کنی، گفت: اما هر کس ستم کند، سپس او را مجازات می کنیم و پس از این به سوی پروردگارش بازگردانده می شود، آنگاه او را مجازاتی ناشاخته می کند اما آن کس که ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد، او را پاداش نیکویی است و این را از طرف خودمان به او آسایش را اعلام می داریم»، کهف/ 88-85.
[15]. غافر/7.
[16]. «ذوالقرنین وسیله الهی را پی گرفت تا چون به جای برآمدن آفتاب رسید ان را دید بر قومی می تابد که برای آنان در برابر آفتاب پوششی قرار نداده بودیم و چنین بود که بر ذوالقرنین احاطه علمی و خبره بودن را عنایت کردیم»، کهف/ 91- 89.
[17]. کهف/ 98.
[18]. کهف/96.


*
برگرفته از : کلوب.کام cloob.com ، باز نشر: گلچین صفاسا

 انتشار مطالب فقط  با ذکر این   منبع: گلچین صفاسا  www.safasa.com  

. گلچین صفاسا ❤ www.safasa.com ★ .




نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :
      
. . ❤☆❤☆ ☆❤ ❤☆ انتشار مطالب و عکس ها بدون ذکر این منبع : www.safasa.com حرام است و پیگرد قانونی دارد.❤کپی از نوشته های من ممنوع است❤☆